برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند
🌹🇮🇷🇮🇷🇮🇷🌹
*ازکرامات جاویدالاثرشهیدحبیب روزیطلب*
یک بال مگس حرکت!
احمدعلی خلوصی
بعد از تصادف و قطع نخاع شدن، تنها کسی که تمام و کمال حتی تا یک ماه بعد از مرخص شدن از بیمارستان من را ترک نکرد و همچنان بالای سرم بود و به من خدمت میکرد حبیب بود. بعد از ترخیص شدن از بیمارستان و بستری شدن در خانه، حبیب هم به جبهه برگشت.
در این مدت هر بار از جبهه بر میگشت سراغ من میآمد.
من قطع نخاع گردن بودم و هیچ حرکتی نداشتم، تویهال روی یک تخت خوابیده بودم.
آن روز هم به دیدن من آمد.
مادر و مادر بزرگم هم نشسته بودند.
مثل همیشه به من محبت کرد
و گفت:
میخواهم به جبهه برگردم!
با ناراحتی گفت:
خیلی برام سخته که نمیتونم اینجا باشم و از تو مراقبت کنم.
کنار ایوان خانه رفت.
در حالی که به بیرون خیره شده بود،
گفت: وَالله اگر این بار که به جبهه رفتم و شهید شدم، اولین چیزی که از خدا میخواهم شفای شما هست.
حبیب که رفت، وضع جسمیام روز به روز بدتر میشد.
روز عاشورا سال 1361 بود.
یکی از اقوام با تاکسی بار آمد و گفت:
میخواهم تو را به خیابان ببرم!
گفتم: نمیخواهم، حالم خوب نیست.
با اصرار من را با برانکارد بلند کردند و پشت وانت گذاشتند
به یکی از خیابانها که دستههای زنجیر زنی رد میشدند بردند.
برانکارد را گوشه یکی از خیابانها گذاشتند. نمیتوانستم بشینم یا حتی سرم را خم کنم که دستههای عزاداری را ببینم. فقط صداهای عزاداران را میشنیدم.
تا بعد از مراسم همانجا بودم
بعد هم من را به خانه آوردند.
یک هفتهای گذشت. عصری بود که حالم خیلی بد شد و از درد ناله میکردم.
یک لحظه حس کردم میتوانم انگشت شست پای راستم را به اندازه پر یک پشه حرکت بدهم!
پیش از این دکتر اعرابی که دکتر من بود، گفته بود قطع نخاع گردن هستم و به هیچ وجه هیچ حرکتی نخواهم داشت
اما حالا به اراده خودم میتوانستم یک انگشت پایم را کمی تکان بدهم. هفته بعد پیش دکتر رفتیم. جریان را که گفتم:
گفت امکان ندارد ارادی باشد و این حرکت غیر ارادی است.
تا اینکه خبر شهادت حبیب را آوردند، فهمیدم حبیب به قول خودش در خواستن شفای من عمل کرده است. آن حس زیبای تکان دادن انگشت پایم، از بعد از شهادت حبیب، تکرار پذیر بود و به مرور سایر حرکات دست و پایم هم برگشت و من توانستم روی ویلچر بشینم و تقریباً 50 تا 60 درصد بهبودی من در عرض شش ماه بعد از شهادت حبیب برگشت.
دکتر که میگفت این از نظر پزشکی غیر ممکن است و چیز ماوراءالطبیعه است.
بعدها از دوستان شنیدم حبیب تا زمان شهادت، در دعاهایش من را زیاد یــــــاد کرده و شفای من را از خدا میخواسته است.🌹صلوات
دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/GaeA0yZkbGuIavFUACpMNz
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 12:24 توسط هاشم شاکری پور
|