‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را🌹🇮🇷
*خاطره ای از زبان مادرشهید  محمدرضاخانمحمدی*
پنج شنبه شب بود وهمسرش ساعت های آخر دوران حاملگی خود را طی می کرد.
 و درد زایمان داشت. 
محمد رضا وسایل خود را در ساکش می گذاشت.
 و آماده رفتن به جبهه بود  رو به من کرد و
 گفت: 
مادر من می خواهم به جبهه بروم.
 گفتم: 
مادر! 
وضعیت همسرت را که می بینی
 زنگ بزن
 بگو همسرم تنهاست.
 نمی توانم بیایم و مرخصی بگیر.
گفت: 
نه مادر باید بروم عملیاتی در پیش داریم و باید حضور داشته باشم.
 نیمه های شب بود که فرزندش به دنیا آمد.
 نامش را امید گذاشت. خیلی خوشحال بود و هزار بار او را بوسید.
صبح آماده رفتن شد
،قبل از رفتن به من 
گفت: 
مادر! تخم مرغ محلی برایم درست کن،
 برایش درست کردم یک لقمه خود می خورد و یک لقمه به همسرش می داد. دلم نمی خواست محمد رضا برود.
 دوباره به او گفتم:
 مادر! تو را به جان امام حسین (علیه السلام) نرو، او گفت: مادر نگران نباش من می روم و بعد از 19 روز می آيم تو هم مواظب زن و پسرم باش از ما خداحافظی کرد پسرش را بوسید و رفت.
او رفت و بعد از 19 روز آمد اما این بار فقط جسمش آمد و روحش به لقاء الله پیوست.🌹صلوات دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/Hl6DZiaDoaYDZsJm3VG58Z

شهیدتیپ55هوابردشیراز.سروان شهیدمحمدرضاجانمحمدی.استان فارس.فسا.بخش دستجه

‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را
🇮🇷🌹🌹🌹
*« وصیت نامه سروان شهیدمحمدرضاجانمحمدی »*
بسمه تعالی
پدر بزرگوارم! امیدوارم که شما به خاطر زحماتي كه براي من كشيده ايد، از من راضی، و در هر کجا که هستید سرفراز و پیروز باشید.
پدر بزرگوار! وصیت خود را برای شما می نویسم که موقعیت خیلی خیلی تنگ و دشوار است.
 من که چیزی برای گفتن ندارم امیدورام که تمام این زحماتي که من به شما دادم قبول کنید.
 پدرجان! 
از شما خواهش می کنم که دو فرزند گرامی من، امین و امید را پرورش دهید که یک يادگاري از من روی زمین و در جامعه باشد. هرکس با هر قدمی كه در منطقه می گذارد با مرگ خود رو به رو خواهد شد. امیدوارم صبور و شکیبا باشید.
 مادر، خواهر و همسر گرامی! 
مرا حلال کنید
 اگر از من ناراحت هستيد که شما افراد خانواده من، با هر لطفی که می دانید مرا ببخشید 
و ناراحت نباشید 
از این که من در بین شما نیستم و قلبم در بین خانواده هست.
امیدوارم که همسر گرامیم مثل ديگر همسران شهدا شکیبا و صبور باشید و زینب وار بگردید.
 هیچ گاه ناراحتی به خود راه ندهید و پشت جنازه من گریه نکنيد 
و بگذاريد که من راحت به خاک بروم.
به امید پیروزی رزمندگان اسلام
خدانگهدار🌹صلوات
 دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/H4Asyeq3aVII7yM2wjJ1Ch

شهیدتیپ55هوابردشیراز.سروان شهیدمحمدرضاجانمحمدی.استان فارس.فسا.بخش دستجه

شهیدتیپ55هوابردشیراز.سروان شهیدمحمدرضاجانمحمدی.استان فارس.فسا.بخش دستجه

‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را
*🇮🇷🌹زندگی نامه سروان شهیدمحمدرضاجانمحمدی* 
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 شهید محمدرضا جان محمدی فرزند رضا، در سال 1339 در روستای دستجه از توابع شهرستان فسا در خانواده ای با ایمان و انقلابی به دنیا آمد. او در خانواده ای بزرگ شد که پدر با شغل کارگری مخارج خانواده چند نفره خود را تأمین می کرد و مادرش نيز فردی مومن، پاکدامن و عفیف بود.
محمد رضا با سختی ها و مشکلات زیاد دوران طفولیت را پشت سر گذاشت تا این که به سن 6 سالگی رسید او در این سن به مدرسه رفت و در زادگاهش دوره ابتدایی را آغاز نمود.
او فردی پرکار و زحمت کش بود و در کنار تحصيل برای تأمین مخارج خود کار می کرد. دوره ابتدایی را به پایان رساند اما دیگر به تحصیل ادامه نداد و مدرسه را رها کرد تا پدر را در مسیر تأمین مخارج خانواده یاری رساند و به شغل کارگری مشغول شد.
بعد از گذشت مدتی محمد رضا به همراه چند نفر دیگر از مردم روستا برای کار در کشور کویت راهی آنجا شد اما در راه به دست مأموران عراقی توقیف و به زندان افتاد 14 ماه را در سخت ترین شرایط گذراند.وبا انقلاب اسلامی ایران آزاد شد وبه وطن اسلامی برگشت ودرزادگاهش کارخودادامه داد.
پس ازمدتی به استخدام کادردرجه‌ داری تیپ چتربازی 55هوابردشیرازدرآمدوبه مدت 5سال درجبهه های غرب وجنوب جنگیدودرعملیات های مختلف چون.عملیات رمضان.عملیات خیبر.نصر1.نصر2.والفجروسایرجبهه هاوخطوط پدافندی خدمت نمود.
تااین‌که درتاریخ31تیرماه سال 1366به علت اصابت ترکش خمپاره به گلویش به درجه‌رفیع شهادت نائل آمد .ودرتاریخ 8مرداد1366درگلزار شهدای دستجه به خاک سپرده شد🌹
 دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/FXSkmcVWa0s0nPhfhK07V2

شهیدتیپ55هوابردشیراز.سروان شهیدمحمدرضاجانمحمدی.استان فارس.فسا.بخش دستجه

شهید تیپ 55هوابردشیراز, سروان شهیدمحمدرضاجانمحمدی, استان فارس, فسا

خلبان شهید عباس دوران.استان فارس.شیراز.شهادت30تیرماه1361بغداد

‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را
🌹🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
پدافند هوایی عراق تا دندان مسلح بود و سد آتش نفوذناپذیری را مهیا کرده بود تا جایی که شهید دوران در نامه‌های مربوط به این مأموریت نوشته بود:«۹۰ درصد احتمال برگشت نیست » .

خلبان شهید عباس دوران بیستم مهرماه سال ۱۳۲۹ در شهرستان شیراز  متولد شد. پس از طی دوران ابتدایی وارد دبیرستان و در سال ۱۳۴۸ موفق به اخذ مدرک دیپلم طبیعی از دبیرستان سلطانی شیراز شد و به این ترتیب دوران کودکی، نوجوانی و جوانی را در شیراز گذراند. در همان سال به خدمت مقدس سربازی اعزام شد. بعد از طی دوره سربازی به دلیل علاقه ی زیادی که به خلبانی داشت، در سال ۱۳۵۱ وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و پس از طی دوره مقدماتی پرواز در ایران، برای ادامه تحصیل و طی دوره ی تکمیلی خلبانی به آمریکا اعزام شد. او ابتدا درپایگاه «لکلند» دوره تکمیلی زبان انگلیسی را طی کرد و سپس در پایگاه «کلمبوس» در ایالت «می سی سی پی» موفق به آموختن خلبانی و پرواز با هواپیماهای بونانزا، تی-۴۱ و تی- ۳۷ شد. در همان زمان، در یکی از تمرینات ورزش اسکیت، در اثر برخورد با زمین، پای چپش مصدوم شد و به مدت دو ماه از برنامه پروازی باز ماند.

حماسه مروارید

پس از بهبودی، آموزش خود را ادامه داد و با دریافت نشان خلبانی در سال ۱۳۵۲ ، به ایران بازگشت و به عنوان خلبان هواپیمایی اف۴ ، ابتدا در پایگاه یکم شکاری مهرآباد و سپس در پایگاه سوم شکاری همدان مشغول به انجام وظیفه شد. پس از آن، برای انجام مأموریت های پروازی به پایگاه ششم شکاری بوشهر منتقل شد.  او در تاریخ ۷ آذر ۱۳۵۹ در عملیات «مروارید» حماسه ای بزرگ آفرید و به کمک شهید خلبان حسین خلعتبری پنج فروند ناوچه عراقی را در حوالی اسکله «الامیه» و «البکر» منهدم کرد و بقایای آن را به قعر آبهای خلیج فارس فرستاد. عباس همچنین در عملیات فتح‌المبین بسیار موفق عمل کرد و با فرماندهی گروه پروازی و بهره گیری ازنبوغ هوشمندانه خود توانست کمک بزرگی به پیشرفت عملیات کند.وسرانجام درتاریخ 30تیرماه سال 1361بایک حرکت انتحاری باهواپیمای جنگده اش که آسیب جدی دراثرپدافنددشمن دیده بود دربغدادبه ساختمان محل اجلاس غیرمتعدها نشانه رفت وبه شهادت رسید🌹صلوات
 دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/EnW6xzhXsg5IB3nEBBGO9Y

خلبان شهید عباس دوران.استان فارس.شیراز.شهادت30تیرماه1361بغداد

خلبان شهید عباس دوران, استان فارس, شیراز, شهادت30تیرماه1361بغداد

‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را
*🌹🌹🇮🇷سالروزشهادت شهید🇮🇷🌹🌹*
*شهیدسیدمحمدهاشمی (ازناجا)*
در ۱۷ مهر ماه ۱۳۳۸دربخش خشت ازشهرستان کازرون  متولد شد. 
در شش سالگی جهت کسب علم به دبستان ساسان (مبارزان) جهت تحصیل به مدرسه رفت.
 دوران ابتدایی را با موفقیت هر چه تمام تر به پایان رسانید و دوران راهنمایی را در مدرسه راهنمایی مراد پور خشت شروع کرد 
و بعد از ۳ سال جهت ادامه تحصیل به کازرون عزیمت کرد 
و بعد از یکسال که در کازرون تحصیل می کرد به شهر برازجان دبیرستان ۲۵ شهریور (امام خمینی فعلی) رفت.
 در همان ایام بود که مردم بر علیه رژیم ستم شاهی قیام کرده بودند تا این که با پیروزی انقلاب اسلامی شهید عزیز هم موفق به اخذ دیپلم گردید. 
بعد از پیروزی انقلاب و اهداف انسانی و اسلامی وی او را وا داشت تا جهت پاسداری و دفاع از انقلاب در تاریخ ۱۶/ ۴/ ۵۸ جذب نهاد نو بنیاد پاسیاری قرار گیرد
 و بعد از ۲ سال چون این نهاد منحل گردید.
 از آنجایی که احساس وظیفه می کرد جذب دانشگاه شد
 و به دانشگاه افسری شهربانی تهران پیوست
 و بعد از پایان این دوره به عنوان افسری وظیفه شناس خدمت خود را در تهران آغاز کرد
 و بعد از یک سال به شیراز منتقل گردید. 
سپس بعد از یکسال در تاریخ ۱/ ۱/ ۶۴ به بوشهر منتقل شد
 و در همان مدت طبق سنت اسلام در تاریخ
 ۱۰/ ۴/ ۱۳۶۴ ازدواج نمود که حاصل این ازدواج ۴ فرزند ، ۲ پسر
 و ۲دختر می باشد. 
او در تاریخ ۸/ ۱۲/ ۶۶ به صورت داوطلب راهی جبهه های حق علیه باطل گردید. 
و در عملیات حلبچه شرکت و بعد از ۳ ماه به بوشهر باز گشت. 
او در طول خدمت صادقانه اش در زندان ، کلانتری و آگاهی خدمت و رشادتهایی از خودنشان داد
 از حمله وقتی ریاست آگاهی دشتستان را عهده دار بود. 
این منطقه را از لوث وجود اشرار پاک و در آرام سازی آن بسیار تلاش نمود.
 او بعد از این که ۶ ماه دوره عالی را در تهران پشت سر گذاشت.
 دوباره به محل کار خود برگشت یکی از خصوصیات بارز وی که داشت ترجیح دادن مصالح نظام به منافع شخصی خود بود.
 او خدمت به مردم را وظیفه شرعی خود می دانست و مردم هم به علاقه فراوان داشتند. شهید هاشمی در حالی که فرزندش جهت عمل در بیمارستان بود. 
راهی مأموریتی گردید که یکی از اشرار و قاتلین که در شهر دیده شده بود رفت که در همان درگیری درتاریخ 30تیرماه سال 1380درشهرستان برازجان به درجه رفیع شهادت نائل گردید. 
روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد🌹🇮🇷صلوات
 دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/DTNaEMkMZ301XPcsZ1V7z2

‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را
*🌹🌹🇮🇷سالروزشهادت شهید🇮🇷🌹🌹*
*شهیدسیدمحمدهاشمی (ازناجا)*
در ۱۷ مهر ماه ۱۳۳۸دربخش خشت ازشهرستان کازرون  متولد شد. 
در شش سالگی جهت کسب علم به دبستان ساسان (مبارزان) جهت تحصیل به مدرسه رفت.
 دوران ابتدایی را با موفقیت هر چه تمام تر به پایان رسانید و دوران راهنمایی را در مدرسه راهنمایی مراد پور خشت شروع کرد 
و بعد از ۳ سال جهت ادامه تحصیل به کازرون عزیمت کرد 
و بعد از یکسال که در کازرون تحصیل می کرد به شهر برازجان دبیرستان ۲۵ شهریور (امام خمینی فعلی) رفت.
 در همان ایام بود که مردم بر علیه رژیم ستم شاهی قیام کرده بودند تا این که با پیروزی انقلاب اسلامی شهید عزیز هم موفق به اخذ دیپلم گردید. 
بعد از پیروزی انقلاب و اهداف انسانی و اسلامی وی او را وا داشت تا جهت پاسداری و دفاع از انقلاب در تاریخ ۱۶/ ۴/ ۵۸ جذب نهاد نو بنیاد پاسیاری قرار گیرد
 و بعد از ۲ سال چون این نهاد منحل گردید.
 از آنجایی که احساس وظیفه می کرد جذب دانشگاه شد
 و به دانشگاه افسری شهربانی تهران پیوست
 و بعد از پایان این دوره به عنوان افسری وظیفه شناس خدمت خود را در تهران آغاز کرد
 و بعد از یک سال به شیراز منتقل گردید. 
سپس بعد از یکسال در تاریخ ۱/ ۱/ ۶۴ به بوشهر منتقل شد
 و در همان مدت طبق سنت اسلام در تاریخ
 ۱۰/ ۴/ ۱۳۶۴ ازدواج نمود که حاصل این ازدواج ۴ فرزند ، ۲ پسر
 و ۲دختر می باشد. 
او در تاریخ ۸/ ۱۲/ ۶۶ به صورت داوطلب راهی جبهه های حق علیه باطل گردید. 
و در عملیات حلبچه شرکت و بعد از ۳ ماه به بوشهر باز گشت. 
او در طول خدمت صادقانه اش در زندان ، کلانتری و آگاهی خدمت و رشادتهایی از خودنشان داد
 از حمله وقتی ریاست آگاهی دشتستان را عهده دار بود. 
این منطقه را از لوث وجود اشرار پاک و در آرام سازی آن بسیار تلاش نمود.
 او بعد از این که ۶ ماه دوره عالی را در تهران پشت سر گذاشت.
 دوباره به محل کار خود برگشت یکی از خصوصیات بارز وی که داشت ترجیح دادن مصالح نظام به منافع شخصی خود بود.
 او خدمت به مردم را وظیفه شرعی خود می دانست و مردم هم به علاقه فراوان داشتند. شهید هاشمی در حالی که فرزندش جهت عمل در بیمارستان بود. 
راهی مأموریتی گردید که یکی از اشرار و قاتلین که در شهر دیده شده بود رفت که در همان درگیری درتاریخ 30تیرماه سال 1380درشهرستان برازجان به درجه رفیع شهادت نائل گردید. 
روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد🌹🇮🇷صلوات
 دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/DTNaEMkMZ301XPcsZ1V7z2

شهید ناجا, شهیدسیدمحمدهاشمی, استان فارس.شهرستان کازرون.بخش خشت

شهید ناجا, شهیدسیدمحمدهاشمی, استان فارس.شهرستان کازرون.بخش خشت

شهید ناجا, شهیدسیدمحمدهاشمی, استان فارس.شهرستان کازرون.بخش خشت

شهید ناجا, شهیدسیدمحمدهاشمی, استان فارس.شهرستان کازرون.بخش خشت

‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را
*زندگینامه شهید آیت الله مالکی*
*🌹🌹سالگردشهادت🌹شهادت29تیرماه سال 1366.شلمچه🌹🌹🌹*

الله اکبر ، الله اکبر ، الله اکبر ، اشهدان لا اله الا الله ، اشهد ان لا اله الا الله ...
      این بانگ اذان سحرگاه بیستم  جمادی الثانی سال ۱۳۹۰ هجری قمری مصادف با یکم شهریور سال ۱۳۴۹ شمسی بود که از مناره مسجد جامع روستا شنیده می شد و در همان لحظه نوزادی در خانه ای محقر از مادری سیده و نابینا در خشت شهرستان کازرون دیده به جهان گشود . پدر و مادر او را آیت الله نام نهادند و به حق که او نشانه ای از آیات حق بود ، از برکت او همین بس که روز ولادتش مصادف شد با ولادت دخت گرامی پیامبر اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها . لذا پدر و مادر این مولود را به فال نیک گرفتند .                          
        دوران کودکی را در آغوش گرم و پر مهر و محبت خانواده ، همراه با تعلیم و تربیت اولیه در منزل سپری نمود تا این که در سن شش سالگی در دبستان شهیدان حسینی ( ساسان ) خشت مشغول به تحصیل شد و با پشتکار فراوان و کمک خانواده این دوران را با موفقیت کامل به پایان رسانید در حالی که از شاگردان ممتاز کلاس بود . وی چون دارای هوش و استعداد فوق العاده ای بود از همان اوایل کودکی در مورد مسائل مذهبی و اجتماعی تفکر می کرد و در مورد آنها سئوال می نمود . پس از دوران ابتدایی راهی دوره راهنمایی شد و در مدرسه راهنمایی شهید ساجدی تحصیل را ادامه داد و در این زمان بود که با مسائل سیاست و اجتماع بیشتر آشنا و باعث شد که در اجتماع وارد شود و فعالیت های عملی خود را شروع نماید . در مراسمات شهدا و نماز جمعه و جماعات و راهپیمایی ها و پایگاه مقاومت مسجد فعالانه شرکت می نمود . از خصوصیت بارز شهید این بود که اهل تفکر بود و در مورد مسائل مختلف ریاد فکر می کرد ، اگر بگوییم قبل از دوران دبستان یعنی زمان طفولیت تفکر می کرد و سئوال می نمود گزافه نگفته ایم و همین باعث شده بود که اکثر مسائل در خانه که دیگران از حلش عاجز بودند جواب دهد.
        شهید آیت الله همیشه به فکر کمک به خانواده از نظر مادی بود و به همین دلیل چون کار را عار نمی دانست بلکه کار را دوست داشت لذا بین تعطیلات مدرسه کار می کرد تا هر چند کم ولی کمکی به خانواده کرده باشد . یکی دیگر از خصوصیات شهید عزیز این بود که به ورزش علاقه ای وافر داشت و ارزش آن را در برد و باخت نمی دانست بلکه به سلامت روح و جسم می دانست .
      ایشان پس از طی دوران راهنمایی که باز هم با موفقیت همراه بود وارد دبیرستان شد ضمن این که همیشه با توجه به تمام مسائل ، مسئله جنگ را در راس همه امور می دانست و سعی داشت که از هر نظر که بتواند به جبهه کمک نماید و همیشه شور و شوق جبهه و رفتن به آنجا را در سر داشت اما به علت سن کم نمی توانست مستقیم در جبهه حضور یابد .
        سال اول دبیرستان را با موفقیت در دبیرستان شهید دهقانی خشت به پایان رسانید و به کلاس دوم راه یافت ، در این سال بود که دیگر صبرش به پایان رسید و لذا تمام سعی و تلاش خود را نمود تا در جبهه حضور یابد و بلاخره به عناوین مختلف خانواده و بسیج را راضی نمود تا به او اجازه دادند به جبهه رود ، در حالی که پدر و برادر دیگر در جبهه بودند ، با شور و شوق فراوان با سپاهیان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مرحله اول در تاریخ ۶۵/۱۰/۱۲ راهی پادگان آموزشی گردید . پس از اتمام آموزش در پادگان شهید دستغیب کازرون قصد عزیمت به جبهه را داشت که دوباره سپاه از اعزام او به دلیل سن کم خودداری کرد ولی بعد از مدتی باز به علت اصرار و پافشاری زیاد سرانجام در روز پانزدهم شعبان مطابق با ۶۶/۱/۲۵ در روز ولادت امام عصر (ارواحنا فداه) همراه با لشکریان صاحب الزمان عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید و مدت سه ماه در جبهه های جنوب با رشادت و شهامت و خلوص نیت خدمت نمود و چون احساس کرد جبهه نیازمند به نیروی انسانی مخلص دارد ماموریت خود را به مدت ۴۵ روز دیگر تمدید نمود .
         پس از سه ماه حضور در جبهه با اصرار فرماندهان خود چهار روز جهت تجدید دیدار با خانواده و دوستان خود به مرخصی آمد ، در دیداری که برای آخرین بار با خانواده خود داشت وقتی مادر نابینایش (که برای یکبار هم چهره معصوم فرزندش را ندید) در مورد رفتن مجدد او به جبهه اعتراض نمود در جواب به مادر گفت : مادر زمستان می رود و روسیاهی به زغال می ماند .
      این شهید بزرگوار بعد از مرخصی به جبهه برگشت و در گردان حضرت زینب لشکر ۱۹ فجر سازماندهی شد و در خط مقدم شلمچه مشغول خدمت گردید .
        بالاخره پس از نشان دادن رشادت هایی از خود عاقبت در تاریخ ۶۶/۴/۲۹ توسط نیروهای بعثی عراق و بر اثر ترکش شدید خمپاره به آرزوی خود رسید و به سوی معشوق شتافت . هر چند که یک بار بیشتر به جبهه اعزام نشد اما در همین یک مورد امتحان الهی را خیلی خوب پشت سر گذاشت و لذا وقتی ندای ارجعی الی ربک را شنید به سوی پروردگار شتافت و در حالی که غرق در خون بود و خداوند از او راضی ، داخل در جنت او شد تا در آنجا همنشین دیگر شهدای اسلام گردد .
        او رفت و فقط چند نامه که در آنها خانواده را در نبودش توصیه به صبر و بردباری نموده از او بجا مانده و وظیفه سنگین حفظ خون و راهش برای ما .                (روحش شاد و راهش پررهرو باد)🌹🌹🌹 صلوات
دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/DWCwPdunMMJFQN4TsUShY2

بسیجی شهیدآیت الله مالکی ازاستان فارس.شهرستان کازرون.بخش خشت

سرهنگ شهیدحاج علی رحیمی(ازناجا).استان فارس.کازرون.بخش خشت

‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را
🌹🇮🇷🇮🇷🇮🇷🌹
*نحوه شهادت سرهنگ حاج علی رحیمی ازناجا*
به دنبال مصوبه شورای تامین استان بوشهر مبنی بر برخورد قاطع و دستگیری اشرار مسلح این منطقه
 این ماموریت را به وی واگذار نمودند
 ودر سال ۱۳۷۰به سمت ریاست آگاهی  شهرستان کنگان منصوب گردید.
طی  دوران مسئولیت با قاطعیت وجدیت که در برخورد با عناصر شرور منطقه به عمل آورد .
امنیت منطقه را به حد مطلوب رسانید تا اینکه در مورخه 22تیرماه سال 1373یعنی سی وشش روز بعد از مشرف شدن به حج دراثردرگیری بااشرارمنطقه شربت شهادت را نوشید وبه آرزوی دیرینه اش که سالها در حسرت اوبود دست یافت.
روحش شاد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد🌹🌹🌹صلوات
 دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/CRvL22VNBLNGYJnHrjrpv8

‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را
🌹🌹🇮🇷🇮🇷🌹
*سرهنگ شهیدحاج علی رحیمی*
محل  تولد:چهار برج(خشت)کازرون 
تاریخ شهادت:شهرستان جم
22تیرماه1373
محل دفن:امام زاده علی(خشت)
🌹از ولایت تا شهادت🌹
شهید سرهنگ علی رحیمی در تاریخ ۴/۱/۱۳۳۴در یک خانواده مذهبی در روستایی چهاربرج از توابع شهر خشت دیده به جهان گشود.
 از اوایل دوران کودکی تحصیلات دوران ابتدایی و راهنمایی را به پایان رسانید و بلافاصله وارد آموزشگاه درجه داری شد و تحصیلات خود را حین خدمت در شهربانی جمهوری اسلامی ادامه داد تا اینکه در سال ۱۳۶۱وارد دانشکده افسری شهربانی سابق شد .
پس از طی این دوره در استان بوشهر مشغول انجام وظیفه گردید. نامبرده دارای همسر وپنج فرزند (سه پسر ودو دختر)می باشد .
که درزمان شهادت نامبرده بزرگترین فرزندش ۱۵ سال و کوچکترین آن ۷ساله بودند.
لازم به ذکر است که شهید والا مقام در طی دوران خدمت وانجام وظیفه در نیروی انتظامی منشا خدمات بسیاری بوده به نحوی که در طول ۸سال پایانی خدمت به طور متوالی به عنوان پلیس نمونه استان بوشهر برگزیده شد
 که کارنامه و پرونده پرسنلی واداری نامبرده گویای این مطالب میباشد.
از لحاظ خصوصیات اخلاقی می توان به تواضع و فروتنی باارباب رجوع اشاره نمود 
به نحوی که پس از شهادت وی همه به این موضوع اذعان داشتند. 
در سال ۱۳۷۰ به دنبال در گیری و ناامنی وشرارت هایی که اشرار ارازل و اوباش در شهرستان کنگان به دنبال طرح ایجاد پالایشگاه گاز کنگان (جم و ریز)بوجود آمد
 نارضایتی را میان ساکنین واهالی مجاور پالایشگاه کنگان مردم منطقه بوجود آورد
 واشرار فراوانی در این منطقه به دنبال گرفتن امتیازات فراوان از دولت جمهوری اسلامی ایران بودند.🌹صلوات
 دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/GGgCYE0Wu9PE8IwBsOJuyU

سرهنگ شهیدحاج علی رحیمی(ازناجا).استان فارس.کازرون.بخش خشت

سرهنگ شهیدحاج علی رحیمی(ازناجا).استان فارس.کازرون.بخش خشت

سرهنگ شهیدحاج علی رحیمی(ازناجا).استان فارس.کازرون.بخش خشت

‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷
*بسم رب الشهداء والصدیقین*سلام علیکم .خاندان والامقام شهید پرور امامی _احمدی روز ۲۳ تیرماه ۱۳۶۱هجری شمسی مصادف است با سی*نهمین سالروز پیروزی مقتدرانه *وسرافرازانه عملیات ظفرمند رمضان که درداخل خاک دشمن متخاصم*بعثی پس از شکست چند لشکر زبون متخاصم( به اسارت درآمدن  بیش از پانزده هزار نفر از ارتش بعثی عراق وانهدام وسیع ادوات زرهی گوناگون پیشرفته جنگی. اشغال قسمتی *ازخاک ارتش متجاوز عراق (بازی خورده*استکبارجهانی) وبغنیمت درآمدن شمارزیادی از ابزارو ادوات سبک وسنگین جنگی هوائی وزمینی دشمن خصم . که آنهم به*یقین با یاری خداوند قادر متعال و بارشادت بی نظیر فرزندان رشید*وغیرتمندمام وطن در دفاع ازکیان وعزت وشرف  ایران اسلامی بوده. شجاعانه به تصرف لشکر پیروز ایران درآمد! (درتیرماه ماه سال ۱۳۶۱) درمنطقه جبهه *عملیاتی شلمچه.کوشک وداخل خاک  دشمن متخاصم بعثی  عراق صمیمانه یاد ونام عزیزان راگرامی داشته وبه رزمندگان وجانبازان غیور پیروز این عملیات پیچیده  خصوصا*شهدای *والامقامش ازجمله شهیدان جان بر کف پاسدار رشیداسلام. عبدالکریم احمدی و سیاووش (مهدی) امامی ودیگر*شهدای منطقه فارس.شیراز. دراین عملیات پیروزمندانه  درود نثار وبرای شادی روح پرفتوح همه شهیدان جان برکف ایران اسلامی صلوات میفرستیم .همواره یادشان گرامی و.راهشان پرره رو باد............. .آمین یا رب العالمین.*
*با تقدیم احترام محمدعلی* *امامی از طرف خاندان* *ایثارگر امامی*🌹صلوات دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/H4Asyeq3aVII7yM2wjJ1Ch

‏برای پیوستن به گروه واتساپ من، این پیوند را🇮🇷🌹🇮🇷🌹🇮🇷
*بسم رب الشهداء والصدیقین*سلام علیکم .خاندان والامقام شهید پرور امامی _احمدی روز ۲۳ تیرماه ۱۳۶۱هجری شمسی مصادف است با سی*نهمین سالروز پیروزی مقتدرانه *وسرافرازانه عملیات ظفرمند رمضان که درداخل خاک دشمن متخاصم*بعثی پس از شکست چند لشکر زبون متخاصم( به اسارت درآمدن  بیش از پانزده هزار نفر از ارتش بعثی عراق وانهدام وسیع ادوات زرهی گوناگون پیشرفته جنگی. اشغال قسمتی *ازخاک ارتش متجاوز عراق (بازی خورده*استکبارجهانی) وبغنیمت درآمدن شمارزیادی از ابزارو ادوات سبک وسنگین جنگی هوائی وزمینی دشمن خصم . که آنهم به*یقین با یاری خداوند قادر متعال و بارشادت بی نظیر فرزندان رشید*وغیرتمندمام وطن در دفاع ازکیان وعزت وشرف  ایران اسلامی بوده. شجاعانه به تصرف لشکر پیروز ایران درآمد! (درتیرماه ماه سال ۱۳۶۱) درمنطقه جبهه *عملیاتی شلمچه.کوشک وداخل خاک  دشمن متخاصم بعثی  عراق صمیمانه یاد ونام عزیزان راگرامی داشته وبه رزمندگان وجانبازان غیور پیروز این عملیات پیچیده  خصوصا*شهدای *والامقامش ازجمله شهیدان جان بر کف پاسدار رشیداسلام. عبدالکریم احمدی و سیاووش (مهدی) امامی ودیگر*شهدای منطقه فارس.شیراز. دراین عملیات پیروزمندانه  درود نثار وبرای شادی روح پرفتوح همه شهیدان جان برکف ایران اسلامی صلوات میفرستیم .همواره یادشان گرامی و.راهشان پرره رو باد............. .آمین یا رب العالمین.*
*با تقدیم احترام محمدعلی* *امامی از طرف خاندان* *ایثارگر امامی*🌹صلوات دنبال کنید: https://chat.whatsapp.com/H4Asyeq3aVII7yM2wjJ1Ch

بسیجی شهیدسیاوش امامی .شهیدعملیات رمضان .ازاستان فارس.سپیدان

سلام .بسم رب الشهداء والصدیقین .ضمن عرض تبریک بمناسبت  خجسته سالروز ولادت با سعادت باب الحوائج حضرت امام موسی الکاظم علیه السلام که دعای سریع الاجابه اش نسیم خنکی بر درد ودرمان وگرفتاریهای مادی ومعنوی احادمخلوقات است. پیش از اینکه آن معتقد ومتعهد انقلابی ایثارگررازیارت کنم. دعای قرانی رابرای افکار نیک وسازنده ات که یاد شهدا وایثارگران جنگ تحمیلی را به توان واعمال شایسته اتان یادآوری میمائی انهائیکه دردنیای مادی وفریبنده غرق شده و عظمت عملکردوجانفشانی این عزیزان بمحاق برده وغفلت سروپای وجودشان را فراگرفته وبا این روش حضرتعالی شاید بعضی از فراموشکاران  غفلت زده دنیائی را بیداری کنی ارزانیت میدارم خودمان خداپسندانه ات را ارج مینهم .و ای دوست با اخلاص تورا سپاس میگویم که یکی از شهدای والامقام گمنام را که حتی خانواده یک تذکر دربنیاد شهید .کنگره شهدا وسرداران شهید استان فارس پوستر و‌... از این شهید ودیگر شهدا که حتی نزد خانواده خود نیزفراموش شده اند درمعرض دیدقرار نداده است ونوشته ها واثاری ووصیت نامه انهارا بصورت عام ارائه نکرده؟که مرهمی بر دل سوخته اش باشد؟   ولی بصورت خاص کارهائی را هم انجام ولی عدالت درباره همه شهدا ناخواسته رعایت نگردیده است 
وهو معکم  این ما کنتم .خدا باشماست هرجاکه باشید.بنده درحدتوانم  هرکاری که برایم میسر باشد لیاقتش را داشته باشم برای پویائی برجستگی فکرنیکی که برای یاد واره شهیدان والامقام انقلاب اسلامی می‌نمائید صمیمانه درخدمت ان عزیز با اخلاص هستم با احترام.محمدعلی امامی

بسیجی شهیدسیاوش امامی .شهیدعملیات رمضان .ازاستان فارس.سپیدان

بسیجی شهیدمحمدعلی حق پرست اردکانی.استان فارس.شهرستان سپیدان