*به اختصار زندگينامه شهيد علي اكبر فتاحي*

علي اكبر فتاحي  در سال ١٣٤٠  در شهرستان فسا ( استان فارس)  متولد شد و بدليل شغل پدر كه نظامي بودند دوران تحصيل را در شهرهاي فسا ، شيراز و آباده سپري نمود و  ديپلم عمران و ساختمان را از هنرستان فني آباده اخذ نمود.  و پس از آن در زمان دفاع مقدس جهت خدمت سربازي به نیروی زمینی ارتش پیوست و در خط مقدم جبهه در واحد توپخانه ارتش مشغول خدمت شد و بعد از دو سال خدمت در جبهه با قبول شدن در دانشگاه در رشته مهندسي عمران مشغول به تحصيل شد همزبان با تحصيل با مشاركت فعال مسئوليت بسيج منطقه بهمن و بسيج دانشگاه را نيز متقبل شده و با خلوص نيت مشغول خدمت بود.
با شدت گرفتن دامنه جنگ و فرمان حضرت امام (ره) علي اكبر فتاحي بهمراه گردان قمر بني هاشم عازم جبهه در منطقه غرب كشور شد و در عمليات كربلاي ده در ارتفاعات ماووت در تاريخ ١٣٦٦/١/٢٧ در حالي كه با پاتك نيروهاي عراقي روبرو ميشوند و دستور عقب نشيني صادر ميشود شهيد به رفقايش مي گويد من ميمانم تا شما بتوانيد عقب نشيني كنيد كه در ابتدا با اصابت تير به پا مصدوم شده و تا اخرين لحظه مقاومت مي نمايد ودر انتها با آمدن نيروهاي عراقي بدست آنان به درجه رفيع شهادت نائل مي آيد .
پيكر شهيد پس از  حدود ٧٠ روز در ارتفاعات كوههاي غرب نهايتا توسط پدرش پيدا و شناسايي و به شهرستان آباده جهت تشييع منتقل ميشود .برادر ديگر اين شهيد ، عليرضا فتاحي نيز كمتر از ده ماه به برادرش علي اكبر مي پيوندد و پيكر هردو شهيد در جوار همديگر زيارتگاه عاشقاني است كه معناي پر تمناي آزادگي و عشق به ابا عبدالله را لمس نموده اند . شهيد علي اكبر در قسمتي از وصيت نامه اش مي نويسد : پروردگارا شرمنده احسان تو هستم توفيقي حاصل كن كه بتوانم در جهاد شركت كنم و شهيد راه اسلام گردم🌹صلوات

برادران شهیدعلی اکبرفتاحی.وبرادرشهیدش.شهیدعلیرضافتاحی.استان فارس.شهرستان آباده

برادران شهیدعلی اکبرفتاحی.وبرادرشهیدش.شهیدعلیرضافتاحی.استان فارس.شهرستان آباده

 

*🌷🇮🇷سالگردشهیدعملیات رمضان فارس🌹*
*هرشب یادواره مجازی*
*🌷یک شهیدفارس باحضورخانواده معظم شهید 🌷به مدت 24ساعت در37گروه واتساپ*
🌹🇮🇷🌷امشب درمهمانی لاله های خونین کفن استان فارس.میزبان امام زاده عشق
*🌹🇮🇷🇮🇷*
🌹🇮🇷🌹
*🌹 سالگردشهیدعملیات کربلای10 از فارس  🌹شهیدعلی اکبرفتاحی .شهادت 27فروردین 1366.عملیات کربلای10.محل شهادت ماووت عراق🌹وبرادرشهیدش. شهید علیرضافتاحی.شهادت عملیات والفجر10 تاریخ25اسفند1366.*🌹🌹
*ازشهرستان آباده* هستیم.
🌷🌹صلواتج

دانش آموزشهید مجتبی خوش نیت .استان فارس.جهرم

دانش آموزشهید مجتبی خوش نیت .استان فارس.جهرم

دانش آموزشهید مجتبی خوش نیت .استان فارس.جهرمج

🌹🇮🇷
*دانش آموز شهیدمجتبی خوش نیت جهرمی*
*13سال مفقود الاثربودند*
*وخداوند رحمت کند* *پدربزرگوارایشان که سوزناک درفراق دلبندش شعر میسرود🌹 صلوات*

🌹🇮🇷
*دانش آموز شهیدمجتبی خوش نیت جهرمی*
*13سال مفقود الاثربودند*
*وخداوند رحمت کند* *پدربزرگوارایشان که سوزناک درفراق دلبندش شعر میسرود🌹 صلوات*

دانش آموزشهید مجتبی خوش نیت .استان فارس.جهرم

دانش آموزشهید مجتبی خوش نیت .استان فارس.جهرم

دانش آموزشهید مجتبی خوش نیت .استان فارس.جهرم

*🌷🇮🇷سالگردشهیدعملیات رمضان فارس🌹*
*هرشب یادواره مجازی*
*🌷یک شهیدفارس باحضورخانواده معظم شهید 🌷به مدت 24ساعت در37گروه واتساپ*
🌹🇮🇷🌷امشب درمهمانی لاله های خونین کفن استان فارس.میزبان امام زاده عشق
*🌹🇮🇷🇮🇷*
🌹🇮🇷🌹
*🌹 سالگردشهیدعملیات رمضان از فارس  🌹دانش آموزشهیدمجتبی خوش نیت جهرمی .شهادت 27تیر ماه 1361.عملیات رمضان.محل شهادت پاسگاه زید 🌹*🌹🌹
*ازشهرستان جهرم* هستیم.
🌷🌹صلواتج

*روایت پاسدارشهیدعلی میرزامحسنی*
شب عملیات کربلای ۱۰ توی مسیر بودیم و هنوز به خط دشمن نرسیده بودین که ناگهان از طرف چپ ستون از روی ارتفاعات ستون به رگبار گلوله بسته شد 
همه گیج شده بودند .
کمین خورده بودیم
 ما که تقریبا در انتهای ستون بودیم تصمیم گرفتیم از پشت به کمین حمله کنیم 
ولی یکی از فرمانده هان گروهان اصرار داشت
 که حرکت نکنید و فقط پناه بگیرید
 چند دقیقه درگیری طول کشید 
و با صدای الله اکبر بچه ها که به سمت تپه های سمت چپ هجوم بردند
 تیر اندازی قطع شد.
 که بعد مشخص شد سپاه جندالله پاوه بدون خبر برای عراقی ها کمین گذاشته و از عملیات خبر نداشت و فکر کرده گروه شناسایی عراق هستند که در راه برگشت هستند و خوشبختانه بدون کمترین تلفات ستون به را خود ادامه داد ولی متاسفانه عراقی ها بدلیل تیراندازی هوشیار شدند و شروع به پرتاب خمپاره کردند که همان موقع اقای اسکندری از ناحیه گردن ترکش خورد و همانطور که چپیه روی گردن گذاشته بود صدا زد صالح من رفتم
 و عملا فرماندهی گردان به شهید صالح واگذار شد . 
تا طلوع افتاب خطوط اولیه دشمن شکسته شد و خط تثبیت شد چند تانک عراقی هنوز مقاومت میکردند که با رشادت بچه ها تانکها زده شدند ولی متاسفانه جاده که جهت پشتیبانی در حال باز سازی و ایجاد پهنای بیشتر بود به چشمه های زیر تپه ها برخورد کرد و قسمتی از جاده را آب برد 
 بچه ها هم دچار کمبود مهمات شده بودند.
 از طرفی عراق هم با هلیکوپتر دائم مهمات و حتی توپ به ارتفاعات بالای سر بچه ها حمل میکرد که از ظهر اتش توپخانه هلکوپتر های عراق بیشتر شد .
 صالح به بیسیم چی گردان گفت که به فرماندهان گروهان و معاونان گردان بگوید به سنگر فرماندهی بیایند سنگر ما کنار سنگ  فرماندهی بالای یکی از ارتفاعات منطقه بود شهید نوذر ایزدی و شهید محسنی و بهادر شمشیری زودتر رسیدند شهید ایزدی سراغ سنگر ما امد و با چند شوخی از من اسلحه سیمینوف را گرفت به ایشان گفتم که مهمات تمام کردیم وبعد از چند لحظه صحبت نوذر چند قدم ان طرف تر داشت به سمت سنگر فرماندهی میرفت که ناگهان با صدای مهیبی به زمین خوردم بعد از بلند شدن همه بچه ها روی زمین افتاده بودند .محسنی و نوذر که درجا شهید شده و من کنار بهادر نشستم دیدم ایشان هم زخمی شده با چپیه دست ایشان را بستم . و همان لحظه صالح فرمانده گردان از سنگ  بیرو ن دوید و با دیدن صحنه شهادت چند تن از فرماندهان گروهان و معاون گردان بهت زده توی سر خود میزد ...
در ان عملیات شهید کامبیز دهقانی بی سیم چی ابراهیم عزیزی بود که با ترکش کاتیوشا بشدت زخمی شد .
شهید اکبر فتاحی فرمانده دسته بود و برای نجات بچه های خود اونا رو به عقب فرستاد و خود تا اخرین لحظه ایستاد و به شهادت رسید .
جسدش بیش از دو ماه بعد طی عملیات بعدی به اباده اورده شد .وبه خاک سپرده شد.
راوی محمد تقی پاسیار🌹صلوات

پاسدارشهیدعلی میرزامحسنی ازشهرستان آباده

پاسدارشهیدعلی میرزامحسنی ازشهرستان آباده

پاسدارشهیدعلی میرزامحسنی ازشهرستان آباده

🌹🇮🇷🌿🌹
*زندگی نامه پاسدار شهیدعلی میرزا محسنی*

شهید محسنی در تاریخ 18/06/1343در روستای عباس آباد بهمن در یک خانواده پرجمعیت و مذهبی و ساده متولد شده که اسم ایشان را علی میرزا گذاشته اما در خانه و محل و روستا او را محسن صدا می زدند.
شهید محسنی دوران کودکی و ابتدایی خود را در همان روستا به پایان می رساند و دوران راهنمایی را در شهر صغاد با تمام سختیهای آن و مشکلاتش به پایان می رساند.دوران دبیرستان خود را تا سال اول خود را در همان شهر صغاد میگذراند و چون رشته تحصیلی مورد علاقه اش در آن دبیرستان نبود مجبور میشود برای تحصیل به شهرستان آباده مهاجرت کند و دوران دبیرستان خود را در آباده به پایان برساند. دوران دبیرستان شهید محسنی مصادف میشود با دو حادثه بزرگ پیروزی انقلاب اسلامی که شهید هم درس می خواند و هم در تظاهرات و جلسات مذهبی شرکت میکند و حادثه دوم شروع جنگ تحمیلی میباشد.شهید هم برای دفاع از میهن خود درس را رها کرده و به جبهه میرود وبا دشمن میجنگد و بعد از مدتی برگشته و درس خود را به پایان رسانده و بعد از آن وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میشود و دوران آموزش را طی کرده و بعد از آموزش به منطقه جنوب و تیپ امام سجاد و واحد تخریب اعزام میگردد و در واحد تخریب به عنوان فرمانده اردوگاه شهید ریخته گران که فرمانده آن حاج مقداد از بچه های تهران بوده منصوب میشود.
بعد از پایان ماموریت به شهرستان آباده باز میگردد و در گزینش سپاه مشغول خدمت میشود.این شهید فردی بسیار فعال و زرنگ و منضبط و قانونمند بوده است.به همین دلیل او را به مرکز استان فرا میخوانند و به عنوان مسئول ارزشیابی معرفی میگردد.شهید محسنی علاقه زیادی داشت که در منطقه و جبهه با دشمن بجنگد و در آنجا خدمت کند.با فشار آوردن به مسئولین استان باعث میشود که با رفتن ایشان به جبهه موافقت شود و به عنوان مسئول ارزشیابی لشکر19فجر معرفی میشود.بعد از تشکیل تیپ امام حسن(ع) شهید هم به عنوان مسئول تشکیل دهنده ارزشیابی معرفی میگردد.
شهید محسنی بعد از مدتی به گردان مالک اشتر معرفی و به فرماندهی یکی از گروهان آن گردان مشغول خدمت میشود و بعد از آن به گردان قمر بنی هاشم(ع) میرود و فرمانده یکی از گروهان های آن گردان را بر عهده میگیرد.
شهید محسنی در دوران خدمتش در عملیاتهای مختلفی شرکت میکند.فتح المبین-طریق القدس-بیت المقدس و عملیات والفجرهشت که منجر به مجروحیت او میشود و همچنین عملیات کربلای 4و5 و در کربلای 10 در غرب کشور شرکت نموده که در آن عملیات آخر به آرزوی دیرینه اش به شهادت میرسد.🌹صلوات

پاسدارشهیدعلی میرزامحسنی ازشهرستان آباده

پاسدارشهیدعلی میرزامحسنی ازشهرستان آباده

*وصیتنامه شهیدمدافع حرم عمار بهمنی*
🌿ازاستان فارس.شهرستان فسا🌿
با عرض سلام و احترام خدمت مولا و مقتدایم حضرت و‌لی‌عصر (عج) و سلام بر سلاله پاک رسو‌ل‌ الله (ص) حضرت امام خامنه ‌ای، رهبر شجاع و مقتدر، که خاری است در چشم دشمنان دین اسلام و عرض سلام خدمت همه شهدا از صدر اسلام تا به امروز...

خدا را شاکرم که توفیق را نصیب این بنده حقیر و کمترین کرد تا پا جای پای شهدای بزرگ همچون «همت»، «صیاد»، «باکری»، «ستوده»، «جاویدی» و دیگر شهدای عزیز بگذارم؛ هما‌ن‌ هایی که سالیان سال الگوی من در زندگی بودند.

اگر چه به اقتضای سن کم در طول هشت سال دفاع مقدس مردم ایران، امکان حضور برایم در جبهه‌ های حق علیه باطل وجود نداشت؛ توفیقی نصیبم گردید تا بتوانم در جبهه مبارزه با صهیونیسم جهانی که کمر همت برای نابودی اسلام و خصوصا شیعیان بسته ‌اند، قدمی برداشته، خدمتی انجام دهم. امیدوارم که بتوانم سهم کوچکی در نابودی این دیوصفتان بدمَنش بردارم و در جهت تقویت جبهه مقاومت که همان جبهه اسلام ناب محمدی است، مؤثر واقع شوم.

از خدا می‌ خواهم چنانچه مصلحت می ‌داند، توفیق خدمت را در این راه بار‌ها و بار‌ها نصیبم کند تا به ندای «أین عمار!» رهبرم لبیک گفته باشم و در نهایت، سرنوشت شهادت را برایم رقم بزند تا شرمنده شهدا نباشم.

اما سخنی نیز با مردم فهیم ایران دارم: همه ما معتقد به ظهور امام عصر (عج) هستیم و این امر نهایتا محقق خواهد شد. اگر بخواهید در زمان ظهور شرمنده آن حضرت نشوید، پشتیبان ولایت فقیه و تابع فرامین ایشان باشید و این سید مظلوم را تنها نگذارید که اگر خدای ناخواسته در این زمینه کوتاهی کنید، قطعا در روز ظهور پشیمان هستید و آ‌ن‌ وقت دیگر قابل جبران نخواهد بود. سخنی هم با پدر و مادر و برادر و خواهرم دارم که چنانچه احیانا آنها را ناراحت کرد‌ه ‌ام، مرا ببخشند و حلال کنند و از سر تقصیرات من بگذرند. خواهرم! توقع من از تو صبوری، استقامت و حجاب برتر است. از همه دوستانم هم می ‌خواهم که مرا حلال کنند.

با آرزوی توفیق و سلامتی برای همه خدمتگزاران به مکتب اسلام عزیز

عمار بهمنی

فروردین ۱۳۹۵

🌹🌹🌹صلوات

بسیجی شهیدمدافع حرم عماربهمنی‌استان فارس.فسا.امیرحاجلیو

بسیجی شهیدمدافع حرم عماربهمنی‌استان فارس.فسا.امیرحاجلیو

🇮🇷🌿🌹🇮🇷
*بسیجی شهیدمدافع حرم عمار بهمنی*

تاریخ و محل تولد: ۱۳۶۴/۶/۲۵فسا

تاریخ و محل شهادت: ۱۳۹۵/۱/۲۴شهرک العیس- حلب سوریه

عمار در سال ۱۳۶۴ در شهرستان فسا و بعد از برادرش یاسر به دنیا آمد. پدرش در همان ایام در جبهه های جنگ به سر می برد. شهید بهمنی که در سنین کودکی با آموزه های قرآنی آشنایی یافته بود، در سنین جوانی به خصلت های باحیایی، با ارادگی، مسوولیت پذیری و اهل مطالعه بودن شناخته شد.

برخی شب ‌ها تا صبح بیدار می ‌ماند و بعد از نماز صبح می‌خوابید تا اینکه سال ۹۴ شهید بهمنی مشتاق حضور در جبهه های دفاع از حرم شد.

پدر شهید بهمنی پاسدار بود و حضور فعالی در جبهه ها داشت و همین مساله باعث شده بود که عمار از کودکی با فرهنگ ایثار و شهادت آشنا شود و از همان دوران آرزوی شهادت در دلش جوانه بزند.

مادرش فکر نمی ‌کرد عمار روزی بخواهد به قصد جنگ به سوریه برود، آن هم پسری که در آسایش و رفاه بزرگ شده بود؛ اما او با بصیرت و آگاهی می خواست به سوریه برود و در مورد دانش نظامی از قبل مطالعات بسیاری کرده بود.

شهید بهمنی در تاریخ ۲۰ اسفند سال ۱۳۹۴ به صورت داوطلبانه برای مبارزه با تروریست های تکفیری عازم سوریه شد و حدود یک ماه بعد در روز ۲۴ فروردین سال ۱۳۹۵ در مسیر دفاع از حرم اهل بیت (ع) در منطقه حلب سوریه به شهادت رسید. به گفته یکی از همرزمانش، مهاجمان جبهه النصره در نزدیکی آنها یک خمپاره زدند که موج آن همه جا را گرفت. پس از مدتی از همرزمان سراغ عمار را گرفتم. جانشین گردان جایی را به من نشان داد. به سرعت دویدم و به بالای سر عمار رسیدم. غرق در خون بود. ترکش به قسمت گیجگاهش اصابت کرده بود و صورتش خونین شده بود.

پیکر مطهر این شهید مدافع حرم در روز ۲۶ فروردین وارد میهن اسلامی شد و پس از تشییع باشکوه در شهرک شهید محلاتی تهران به زادگاهش فسا منتقل و در آنجا به خاک سپرده شد. او در موقع شهادت ۳۱ ساله بود.🌹صلوات

بسیجی شهیدمدافع حرم عماربهمنی‌استان فارس.فسا.امیرحاجلیو

🌹🇮🇷
*سالگردشهادت شهیدمدافع حرم استان فارس*
*بسیجی شهید مدافع حرم عماربهمنی*
*شهادت24فروردین سال 1395.سوریه .حلب*
محل خاکسپاری.شهرستان فسا.روستای امیرحاجیلو
*پدربزرگوارشهید.سرهنگ سپاه هستند.که سال ها درتهران زندگی میکنند.وشهیدعمارازتهران سپاه محمدرسول الله به سوریه اعزام میشوند.وپس ازشهادت بنا به پیشنهاد اقوام درمحل فعلی به خاک سپرده میشوند.که قبرمطهرایشان زیارتگاه اهل یقین شده است.*🌹صلوات

بسیجی شهیدمدافع حرم عماربهمنی‌استان فارس.فسا.امیرحاجلیو

بسیجی شهیدمدافع حرم عماربهمنی‌استان فارس.فسا.امیرحاجلیو

🌷🇮🇷🌹
*هرشب یادواره مجازی*
*🌷یک شهیدفارس باحضورخانواده معظم شهید 🌷به مدت 24ساعت در37گروه واتساپ*
🌹🇮🇷🌷امشب درمهمانی لاله های خونین کفن استان فارس.میزبان امام زاده عشق
*🌹🇮🇷🇮🇷*
🌹🇮🇷🌹
*🌹 سالگردشهیدمدافع حرم  🌹 بسیجی شهیدمدافع حرم  عماربهمنی .شهادت 24فروردین 1395.سوریه .حلب 🌹🌹*🌹🌹
*ازشهرستان فسا.روستای امیرحاجیلو* هستیم.
🌷🌹صلوات

شهیدحبیب الله شریعت.ازاستان فارس.کازرون.بخش خشت.کنارتخته